اخبار اهسا
1395/04/14 14:56

روایت یک زندگی

روایت یک زندگی،از مشهد تا تهران 
28 سال پیش در زاهدان به دنیا آمدم .5 ساله بودم که پدرم مرد و ما به مشهد مهاجرت کردیم. به خاطر مشکلاتی که با مادرم داشتم، در خانه ی پدری تحت فشار بودم .دوستانم در مدرسه به من می گفتند از خانه فرار کن، ولی من شهامت این کار را نداشتم. سال 79 در حالی که فقط 15 سال داشتم با پسری که هیچ کس تاییدش نمی کرد ازدواج کردم .من به خاطر شرایط زندگی ام مجبور شدم با او ازدواج کنم او معتاد به تمام مواد مخدر بود و از همان دوران عقد کتک های سختی از همسرم می خوردم دوماهه باردار بودم که شوهرم به علت زور گیری به 10 سال زندان محکوم شد . چند بار به ملاقات شرعی با او رفتم او در زندان چند خاکوبی انجام داده بود .فرزندم 4 ساله بود که شوهرم در زندان به علت بیماری فوت کرد .بعد از مدتی همش حالم بد بود .عرق زیاد .تب های طولانی مدت و... که بعد ار انجام آزمایش متوجه شدم که از همسرم بیماری ایدز را گرفته ام اوایل حال خوبی نداشتم تا به تهران آمدم و با کسانی که مثل خودم بودند آشنا شدم و فهمیدم که تنها نیستم و بعد از آن هم با انجمن اهسا آشنا شدم و زندگی خود و فرزندم رنگ تازه ای به خود گرفت و الان به عنوان یک آموزشگر فعالیت دارم تا با آموزش راههای پیشگیری از این بیماری را به همسران مددجویان زندانی بدهم.

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها : 
مهمان :  42
اعضا :  0
آمار این صفحه
امروز :  15
دیروز :  37
کل مشاهده :  70349